تبليغاتX
تاریخ وتمدن وفرهنگ ایران

منوی اصلی

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
تعداد بازديدها:

در باره من

سلام دوستان افشین آرامی هستم ساکن شهر زیباوتاریخی شهرضاعاشق تاریح و فرهنگ ایران
یه پسر خوشگل دارم به اسم اشکان 4ساله
امیدوارم دراین وب
به شما خوش بگذره واز مطالب آن استفاده ببرید
لطفا نظر فراموش نشه تماس با من 7800 321 0913

آرشیو مطالب

· هفته دوم آبان 1389
· هفته سوم اسفند 1388
· هفته سوم آبان 1388
· هفته چهارم شهریور 1388
· هفته اوّل تیر 1388
· هفته سوم اسفند 1387
· هفته سوم دی 1387
· هفته دوم دی 1387
· هفته سوم آذر 1387
· هفته اوّل آبان 1387
· هفته چهارم مهر 1387
· هفته سوم مهر 1387
· هفته چهارم شهریور 1387
· هفته چهارم مرداد 1387
· هفته اوّل مرداد 1387
· هفته چهارم تیر 1387
· هفته دوم تیر 1387
· هفته سوم خرداد 1387
· هفته اوّل خرداد 1387
· هفته سوم اردیبهشت 1387
· هفته اوّل اردیبهشت 1387
· هفته چهارم فروردین 1387
· هفته اوّل فروردین 1387
· هفته سوم اسفند 1386
· هفته دوم اسفند 1386
· هفته اوّل اسفند 1386
· هفته چهارم بهمن 1386
· هفته سوم بهمن 1386
· هفته دوم بهمن 1386
· هفته اوّل بهمن 1386
· هفته چهارم دی 1386
· هفته سوم دی 1386
· هفته دوم دی 1386
· هفته اوّل دی 1386
· هفته چهارم آذر 1386
· هفته سوم آذر 1386
· هفته دوم آذر 1386
· هفته اوّل آذر 1386
· هفته چهارم آبان 1386
· هفته سوم آبان 1386
· هفته دوم آبان 1386
· هفته چهارم مهر 1386
· هفته دوم مهر 1386

لینکهای روزانه

· تقویم انقلاب
· معاهده پاریس
· حاج همت سردار خیبر
· عهد نامه گلستان
· عهدنامه ترکمانچای
· مشاهده نقاط زمین
· افزایش 100% سرعت اینترنت
· عکسهای زیبای قدیمی
· عکسی از اشکان
· ترفندهای گوشیهای نوکیا وسامسونگ

آرشیو موضوعی

· مظفرالدین شاه
· کسب در آمد واقعی از اینترنت
· متن فرمان مشروطه
· شمارش معکوس برای نوروز وآهنگ شب جدایی
· بی بی خانم استر آبادی
· زنان قاجار در اندرونی وبیرونی
· وقت گذرانی زنان قاجار
· تفریح زنان پادشاهان قاجار
· زن قاجار در اندروني و بيروني
· تاج‌السلطنه، شورشی دربار قاجار
· امتیاز رویتر
· معاهده پاریس
· عکسهای عصر قاجار
· مشروطیت
· عکسی قدیمی از یک کودکستان در70سال قبل
· مشدي‌گلين خانم،
· مهد علیا
· تاج الملوک
· ملک جهان
· چند عکس زیبای قدیمی عكس‌هاي تاريخي
· قرارداد دارسی ونکاتی پیرامون این قرار داد
· قراردادتالبوت
· عکسی از زن ایرانی در قديم
· تاريخچه سرود ای ايران
· عکسهایی از پرچم ایران از آغاز تا کنون
· تاریخ پرچم ایران : از آغاز تا کنون
· نگاهی به تاریخ ایران
· شعر زیبای شتر بان
· متن معاهده ننگین گلستان
· تاریخ ایران باستان....تاریخچه نوروز
· تاریخ ایران باستان....دفاع مردانه آریوبرزن
· تاریخ ایران باستان....زنان در عهد باستان
· تاریخ ایران باستان....آناهیتا: فرشته پاکیها
· قرارداد دارسی ونکاتی پیرامون این قرار داد
· تاریخ ایران باستان....نخستین زن دریانورد ایرلنی
· شعر باز باران...........یاد آور خاطرات کودکی
· عکسی از پسرم
· یلدا در لابلای تاریخ
· سردار خیبر
· منشور کورش
· افزایش سرعت اینترنت 100%
· عهدنامه ترکمنچای
· شهید مدرس
· شهرضا در یک نگاه
· استنطاق میرزا رضا کرمانی قاتل ناصرالدین شاه
· شهرضا-عکس
· «سُنبل خانم»
· اندونی ناصرالدین شاه
· دزدي از تخت طاووس
· عکس یادگاری
· زن ودخترانش در قدیم
· آرامگاه حافظ
· زنان وکودکان در حرمسرای شاهی
· کوتاه کردن سبیل مبارک
· زندگی ومرگ احمد شاه
· عبدالله ميرزا عکاس قاجار
· تحصن در سفارت انگلیس
· مجازات-با-چوب-و-فلك-در-دوره-ي-قاجار.
· عکس های ۱۰۰ سال پیش ایران
· سفر نامه ناصرالدین شاه
· زنی که قلیانها را از حرمسرای ناصری برچید
· هرکول قاجار
· حرمسراهای ناصرالدین شاه
· زندگی ومرگ ملیجک
· احمد شاه از کودکی تا....
· زنان ایرانی
· عکاسی در دوران قاجار
· زندگی و مرگ ملیجک
· تاریخچه لاله زار
· پسرک دزد
· پوشش زنان در زمان قاجار
· مظفرالدین شاه وسیدحسین بحرینی
· بیوگرافی مظفرالدین شاه
· نگاهی کوتاه به تاریخچه قاجار
· وصیت نامه کوروش بزرگ
· جدید ترین عکسهای قدیمی
· سرنوشت آخرين وليعهد قاجاريه؛محمدحسن ميرزا
· محرم وقاجارها
· رای گیری برای درج نوروز در تقویم بین المللی
· رای گیری برای درج نوروز در تقویم بین المللی
· محمد علی میرزا

نویسندگان

· افشین آرامی شهرضا
· afshinarami

لینکدونی

· دنیای عکسهای قدیمی -قاجار
· بر ترین سایت دانلود
· ماهنامه انديشه گستر سايپا
· ایرانیان انگلستان
· جوک واس ام اس
· آپلود عکس
· بهترين قالبهاي وبلاگ براي بلاگفا
· یاهو
· زیباترین قالبهای روز
· سردار خیبر
· گلچین اشعار
· تاریخی گوناگون
· عکس بک گراند
· شاهنامه
· آناهیتا
· تاریخ ایران باستان
· وبلاگ تخصصی ترفندهای کامپیوتر
· Tak p30
· مرد آریایی
· آپلود تصویر
· زیباترین قالبهای روز
· در سایه روشن کلام
· موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
· دکتر رویا پورقربان{فرهنگی.......... پزشکی-}
· مرد آریایی
· عکسهای تاریخی
· فوتو بلاگ-نرم افزار - کلیپ-قالب -جاوا
· حرفهای نگفته من کم نیست
· عکسهای قجری -قدیمی - تاریخی
· قدیمی ها
· « بهترين ها در اين وبلاگ »
· بی نهایت موزیک، بی نهایت دانلود
· فرهاد (بازیگران قدیمی)
· فاز بلاگ
· دختر آریایی
· گردشگری و آثار تاریخی کاشان
· سلطنت کهنه(آریا)
· مجلات قدیمی
· ســوران کــرد مــاد
· "مهرباستانی من"
· سفر به دور ایران زمین
· قالب رایگان بلاگفا

امکانات


اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS
ماهيانه 500 هزار تومان درآمد كسب كنيد



طراح قالب

محمدرضا ابراهیمی


Powered By
BLOGFA.COM

خیابان لاله زار
تاریخچه خیابان لاله زار را تقدیم میکنم به :دوست هنرمندوهنردوستم آقا فرهاد از وبلاگ زیبا

                            وتماشاییhttp://www.farhadfardin.blogfa.com/

           

لاله زار در تهران قدیم

در تهران خیابانی  وجود دارد بنام «لاله زار» که می توان از آن بعنوان دروازه مدرنیته و مدرنیزاسیون شهری در تهران یاد کرد. تهرانی که بیش از دویست و بیست و دو سال پیش بعنوان پایتخت ایران توسط آغا محمد شاه قاجاربرگزیده شد.
«در روز یکشنبه یازدهم شهر جمادی الاولی هزارودویست هجری که روز نوروز بود حضرت آغا محمد شاه قاجار در تهران جلوس نموده،سکه زدند و خطبه خواندند...از آن وقت این شهر را دارالخلافه خواندند و پایتخت سلسله ابد پیوند قاجار گردید»(کتاب تهران ش4-ص10)
 
اما توسعه، پیشرفت و مدرنیزاسیون فضای شهرتهران در زمان سلطنت شاه شهید؛ ناصرالدین شاه قاجار در تهران رخ داد در واقع بر اساس نظریه ابن خلدون می توان عصر ناصری را با مرحله سوم تز او درباره حکومت منطبق دانست مرحله ای که در آن « فرمانروا سعی خود را به سامان بخشیدن به امور مالی دولت و افزایش  در آمد خود مصروف می دارد. به تفلید از دولتهای متمدن نامور،مبلغ هنگفتی پول صرف ساختن ابنیه عمومی و زیبا کردن شهر می کند...صنایع ، هنرهای زیبا و دانشها در سایه توجهات طبقه جدید حاکمه تشویق می شوند و رو به پیشرفت می گذارند» ( فلسفه تاریخ ابن خلدون ص 263)

عصر ناصری را می توان نقطه عطف حکومت سلسله قاجار دانست ،در این  دوره مظاهر مدرنیته و مدرنیسم از طریق سفرهای بسیاری که ناصرالدین شاه به کشورهای اروپایی داشت شناخته و بر اساس علاقه ای که ایشان به پیشرفت و کسب نشانه های دنیای مدرن داشت به ایران وارد گردید  بسیاری از محصولات و اختراعات و پدیده های دنیای مدرن با فاصله ای بسیار اندک بر اساس علاقه شاه به تهران و به قرائتی به ایران وارد شد بر همین  اساس ، بسیاری از تولیدات و گنجینه های ثبت شده از پدیده های آن دوره را در ایران می توان یافت. از این پدیده های دنیای مدرن می توان به عکاسی،سینما ،نقاشی و... اشاره کرد. عرصه هایی که  مدرنیته پایه های خود را بر آنها بنا نهاده است . در دوره ناصرالدین شاه قاجار در تهران «پاره ای نهاد های فرهنگی و تفریحی پدید آمد. که می توان بر روی هم در زمره موسسات تمدنی جدید به شمار آورد؛ باغ وحش،تما شاخانه و تئاتر،سینما،ورزشگاهها،پارک ها،سالن های موسیقی و... از جمله نهاد ها و موسساتی بوند که در آن دوره بوجود آمدند... همچنین روزنامه های وقایع اتفاقیه،دولت ایران،ملت سنیه ایران، روزنامه های  در جه دوم؛ مریخ،دارالفنون،نجات،دانش،نظامی،تجارت،شرف و... در این دوره منتشر شد».مدرسه دارالفنون و سایر مدارسی که بر اساس آخرین متد علمی دنیای مدرن در تهران احداث گردید را می توان سرآغاز این دگرگونی عظیم در ایران برشماریم. ناصرالدین شاه قاجار با توجه به علاقه ای شدید که به کشورهای اروپایی بالاخص فرانسه داشت سعی بر آن نمود که پایتخت خود تهران را نیز بر اساس بافت شهری پاریس طراحی و بنا نهد. در عصر ناصری ساختمان سازی عمارت های نظامیه،بهارستان،مسعودیه،منیریه،عشرت آباد،یاقوت،سلطنت آباد ، صاحب قرانیه و.. بر اساس معماری مدرن جهانی پی ریزی و ساخته شد.

 

                              


 

ناصرالدین شاه را می توان بی گمان یکی از موثرترین افراد در آشنایی ایرانیان با دنیای مدرن دانست به نحوی که ایشان در آن دوران -  که سایر کشورهای آسیایی حتی از کوچکترین امکانات و پیشرفت های دنیای مدرن غافل بودند-  موفق به تعامل مستقیم ایران با مدرنیسم و دنیای مدرنیته شد یک ناظر اروپایی ، تهران  توسعه یافته عصر ناصری را چنین توصیف می کند؛« تهران شهری است زاده و بالیده در شرق اما اکنون به کسوتی دیگر در آمده و بدان آغازیده که تن پوش خود را محصول خیاط خانه های محله " وست اند" لندن همانند سازد . تهران اروپایی بی گمان پدیدار گشته ، یا آن که در حال بر آمدن است . اما اگر هنوز بتوان تمایزی بین تهرانی شرقی و اروپایی حس کرد، می بایست گفت : تهران شهری است در مسیر اروپایی شدن در بستر آسیایی» (اینجا تهران است...ص 56)در این نوین سازی شهری خیابان لاله زار نقش مهم و تاریخی را ایفا می نماید

 

«دارالخلافه ناصری در محیطی به اندازه سه فرسنگ و نیم ( حدود 19 کیلومتر) به شکل کثیر الاضلاع هشت گوشه با خندق های جدید به سبک شهر پاریس  بر پایه طرح وبان،زیر نظر مهندس فرانسوی بوهلر،در زمانی بیش از ده سال پدید آمد و آرزوی ناصرالدین شاه  در ایجاد شهری بسان پاریس، که همه گاه پس از بازگشت از فرنگستان در دل داشت برآورده شد»(تهران ج2-ص52) 

 

 حدود دارالخلافه ناصری از این قرار بود : حد شمالی خیابان انقلاب اسلامی ( شاه رضای سابق ) ، حد غربی خیابان کارگر ( امیر اباد سابق ) ، حد جنوبی خیابان شوش و حد شرقی خیابان 17 شهریور(شهناز سابق) .

 لطفا بقیه را در ادامه مطلب  مشاهده نمایید
ادامه مطلب
نوشته شده توسط افشین آرامی شهرضا در تاریخ دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 با موضوع تاریخچه لاله زار
مليجك (عزيزالسلطان)

مليجك (عزيزالسلطان)
امين اقدس يكى از صيغه هاى گروسى كردى ناصرالدينشاه بود. بعداز چهارسال كه در حرم بود برادرش امين خاقان را از گروس خواست, او هم آمد. غلام بچه شد. يك روز يكى از غلام بچه ها چند گنجشك از يك لانه در مىآورد.امين خاقان نظاره گر بود. عصر كه شاه به حرم مىآيد, امين خاقان اسم گنجشك از خاطرش رفته بود, چون كه گروسى ها به گنجشك مليجك مىگويند, همچو به عرض مىرساند كه مليجك ها را فلانى از لانه اش درآورده. چون امين خاقان كلمه مليجك را به يك طرز خوش و يك لهجه اى مىگويد كه اسباب تفرج خاطر شاه مىشود, از همان تاريخ شاه هميشه به امين خاقان مليجك مىفرمايند. و اين

مليجك (عزيزالسلطان) همراه با ناصرالدينشاه در شكارگاه
لقب خانوادگى از براى ما شده, چنانچه من هم (غلامعلى عزيزالسلطان) به همين لقب مفتخر بودم (روزنامه خاطرات_ غلامعلى خان عزيزالسلطان مليجك)

بعداز چندسال غلام بچه بودن فراش خلوت شد.ماموريتش اين بود كه آفتابه به مبال به جهت بندگان همايونى مىگذاشت. به اين واسطه خود شاه و سايرين او را امين ظرطه ملقب كرده بودند. در سفر دوم ناصرادينشاه به اروپا از همراهان وى بود.. در بازگشت به ايران كار تفنگدارى شاه در شكارگاه به وى داده شد. بعدها به درجه اميرالامرايى (ارتشبدى) ارتقا مىيابد

مليجك دوم كه همان مليجك معروف است, (غلامعلى خان عزيزالسلطان متولد 1295 ه.ق) كه شاه عاشق او بود فرزند اوست كه بعدها مقيم دائمى دربار شد. اعتمادالسلطنه مىنويسد: تمام قد و قامتش زياده ازيك ذرع زيادتر نيست. صورت بسيار زشت و جبهه اى دارد بسيار سبزه, ابروى سياه از هم گشوده, دهان بى اندازه گشاد, كله از تناسب بزرگتر, چند سالك در صورت, دماغ چون برج, و كثافت لباس و بدن به حدى است كه غالبا از عفونت بخصوص در تابستان كسى نمىتواند ازنزديك او عبور كند.

مليجك كه كودكى زشت و كريه المنظر و زردرنگ بود, هيچكس بدو توجهى نداشت, يك گربه خط و خالى شبيه ببر داشت و اسم او ببرى خان بود و اغلب اوقات با اين گربه لاغر و لوس كه اطوارش بىشباهت به صاحبش نبود در دربار پيش عمه اش امين اقدس كه يكى از صيغه هاى معروف ناصرالدينشاه بود مى پلكيد.

روزى ناصرالدينشاه مريض شد و در خانه امين اقدس خوابيده بود, ببرك خان ضمن بازى با مليجك كه سه سالش بود وارد خوابگاه شاه شده و بدنبال وى مليجك هم وارد شد, شاه كه صداى پا و داد و فرياد مليجك را شنيد فرياد زد پدر سوخته كى هستى؟ آهاى امين اقدس بيا, آهاى امين اقدس بيا!. وقتى امين اقدس و فراشباشى مخصوص وارد اتاق شاه شدند, ديدند مليجك قباى شاه را گرفته و مىگفت: يالا پاشو بريم, زودباش داد نزن پاشو, چقدر تو تنبلى. وى بدون آنكه بداند طرف صحبتش شاه است, اين جملات را تكرار مىكرد. امين اقدس كه اين صحنه را ديد پيش خود گفت هم اكنون شاه ميرغضب خواهد خواست و كلك من و غلام و پدرش كنده مىشود. ولى چون زن زرنگ و با هوشى بود خطاب به شاه گفت قربان اين بچه برادرزاده من و سيد است, از سادات علوى است, دلش را بدست بياوريد و چند لحظه محض خاطر او از رختخواب بلند شويد, شايد خداوند او را مامور فرموده كه شما را حركت دهد و موجب شفاى عاجل گردد. شاه كه به شدت خرافى بوده و به سادات عقيده داشت, از جا بلند شد و مليجك هم بدون آنكه بفهمد چه مىكند همانطور گوشه قباى شاه را گرفت و او را با خنده از اتاق بيرون برد و هنوز به انتهاى راهرو نرسيده بودند كه ناگهان صداى مهيبى بلند شد و بدنبال آن گرد و خاك همه جا را گرفت, و همه وحشت زده از اتاقها بيرون آمدند. امين اقدس چند قدم به عقب برگشت تا ببيند چه خبر شده و ناگهان فرياد زد: قبله عالم سلامت باد, غلام سيد شما را از مرگ نجات داد زيرا سقف اتاق خواب فرو ريخت و اگر يك ثانيه ديرتر بيرون آمده بوديد امروز ملت ايران ماتم زده بود.

ناصرالدينشاه به عقب برگشت و سقف خراب شده اتاق را نگاه كرد و سپس در حالى كه صورت زردرنگ مليجك را مىبوسيد زير لب گفت: بله امين اقدس تو راست مىگفتى خداوند اين بچه را مامور حفظ جان من كرده است. فورا دستور بده يكصد گوسفند و پنجاه گاو فربانى كنند و بين فقرا تقسيم نمايند

انيس الدوله, از معدود زنان حرمسراى ناصرالدينشاه بود كه خواندن و نوشتن مىدانست. وى در واقع ملكه ايران محسوب مىشد. انيس الدوله متولد ده امامه بود كه ?در 34 كيلومترى شمال تهران پشت ارتفاعات توچال قرار دارد و از طريق جاده تهران, ?شمشك, فشم مىتوان به آنجا رفت
انيس الدوله بشدت از مليجك متنفر بود, روزى سر سفره غذا به ناصرالدينشاه گفت, چرا هر روز اين پسره كثيف گُه را سر سفره غذا مىآورى. اما وى بخاطر ناصرالدينشاه مجبور به تحمل مليجك بود

بارى, اينكه واقعا سقف اتاق بطور اتفاقى فرو ريخت , يا تمام اين ماجرا توسط امين اقدس برنامه ريزى شده بود تا در رفابت با صدها صيغه ديگر شاه خودرا عزيز شاه كند, رازى است كه آن مرحومه با خود به گور برد. بزودى در دربار شايع شد كه بدست برادرزاده امين اقدس معجزه اى صورت گرفته و شاه از مرگ حتمى رهايى يافت. اما اين آخرين معجزه نبود, چند ساعت بعد ببرى خان كه عليرغم نامش ماده بود, سه تا بچه زائيد, و براى رهايى ازدست مليجك جاى بچه ها را عوض مىكرد, از قضا در يك نوبت از اين جا عوض كردنها باز هم به خوابگاه تازه شاه بيمار رفته و دو سه بار دور رختخواب شاه گرداند, زيرا گيج شده بود كه از كدام طرف برود و بچه هايش را مخفى كند, امين اقدس كه جريان را به چشم مىديد, فورا حيله ديگرى كرد و بالاى سر شاه آمد گفت: قربان, ملاحظه مىكنيد كه گربه مليجك بچه هاى خود را دور شاه مىگرداند مثل اينكه مىخواهد آنها را بلاگردان شاه كند. شاه خرافاتى گفت بله امين افدس, انشاالله كه همينطور است

از قضا هر سه بچه ببرى خان كه آنها را در تنور نيمه گرم جا داده بود(يا اينكه امين اقدس جا داده بود؟) فرداى آنروز مىميرند, امين اقدس جسد آنها را جلوى شاه آورده و گفت فربان, بچه گربه ها تصدق شده اند و حتما امروز عرق صحت خواهيد كرد. خلاصه شاه كم كم تبش فروكش كرد و فرداى آنروز حالش خوب شد و داستان اين معجزات غوغايى كرد. و مليجك كه در ديدار اولى كه شاه اور را در كريدور ديده و عنتر خطاب كرده بود, لقب عزيز السلطان گرفت, و به مقام و رتبه اى رسيد كه صدراعظم و نايب السلطنه در نزد شاه آن مقام و مرتبت را نداشتند

به هر حال نه تنها مليجك شهرت و عزت يافت بلكه كار ببرى خان گربه وى هم به جاهاى عالى كشيد, بطورى كه تا آخر عمر يك گردنبند الماس گران به به گردنش آويخته و روزى يك بار او را در كالسكه مخصوص فرار داده و به گردش مىبردند, و اگر كسى نگاه چپ به اين گربه مىكرد سرو كارش با ميرغضب بود. در آن ايام دو موجود حق داشتند روى زانوى شاه بنشينند, يكى مليجك و ديگرى ببرى خان

علاقه و عشق ناصرالدينشاه به مليجك به حدى رسيد كه موقع بيدار شدن از خواب علاقه مند بود كه بصورت عزيزالسلطان چشم خود را باز كند, لذا چند حياط روبروى در اندرون شاه به جهت مليجك اختصاص داده شده بود كه نزديك باشد. دونفر پيشكار و تعدادى خدمه و نوكر براى او تعيين كرد. مليجك به روايت تمام كسانيكه او را ديده و وى را مىشناختند آدمى رزل و بد اخلاق و بى عفت و متجاوز و رشوه خوار...بود. نوكرهاى وى براى خوشامد او هركس سواره يا پياده كه ازمقابل در اندرون مىگذشت بقدرى گلوله برف برسر و روى او مىزدند كه از پا در مىآمد. چندين بار به امر شاه براى او معلم استخدام كردند تا درس بخواند, آنقدر معلم ها را اذيت مىكرد كه هيچكدامشان دوام نمىآورند, يك روز نوكرها براى خنده مليجك به سر يكى از معلمين ريخته و زيرشلوارى اش را در مقابل جمع از پايش درآوردند و او را مجبور كردند كه لخت برقصد.آنچه شاه داشت براى او هم تهيه ديده بودند. مثلا يك دسته موزيك به اسم مليجك بود و كليه آلات نفره بود و ملكه انگلستان براى شاه هديه فرستاده بود. سى نفر فراش (گارد) فرمزپوش مثل فراشهاىشاه داشت ولى برخلاف فراشهاى سلطنتى سن آنها از 25 تجاوز نمىكرد. در حياط دوم خانه او باغ وحش كوچكى ترتيب داده كه تعدادى خرس و ميمون و گربه وحشى و پلنگ در آن نگاه داشته بودند. كنيز خوشگلى برايش استخدام كردند گلچهره نام كه سوار يابوى كوچك مليجك شده براى او تصنيف مىخواند و در هرساعت شبانه روز كه گلچهره تصميم به خواندن و حركت در اندرون و داد و فرياد مىگرفت, هيچ كس جرات اعتراض نداشت. در سلام عيد نوروز حتى اتابك اعظم على اصغرخان امين السلطان وقتى كه از نزد شاه بيرون مىآمدند, به ديدن مليجك مىرفتند و به او تبريك عرض مىكردند. در سن هفت سالگى نه تنها لله خود بلكه پدر خود , مليجك اول, را با چوب مىزد.

به سن بلوغ كه رسيد به رشوه گيرى از زنان حرمسرا ناصرالدينشاه مىپرداخت. وى حتى تعيين مىكرد كدام يك از زنان حرمسرا بايد شب پيش شاه بخوابند. نظر به رقابتى كه بين زنان حرمسرا بود بعضى از آنها مبلغى پول طلا براى مليجك مىفرستادند كه بجاى خانمى كه نوبتش بود و بايستى به خوابگاه شاه برود, مليجك به معتمدالحرم بگويد خانمى را كه پول داده به خوابگاه ببرد.

به گفته بسيارى از همدوره هاى مليجك كه خاطرات نوشته اند وى با تعدادى از زنان حرمسرا رابطه داشت. روزى آغا صالح خان خواجه باشى كه شخص فوق العاده مقدسى بود در حرمسرا خانمى را با مليجك همبستر ديد و شروع به هتاكى و فحاشى كرد و سيلى هم به او زد, خبر اين مشاجره به گوش شاه رسيد و امر كرد ميرغضب حاضر شود و آغاصالح را طناب بياندازد , اما آغا صالح فرار كرد و در طويله اى مخفى شد تا با وساطت ديگر خواجه ها شاه وى را بخشيد.


عصمت الدوله دختر شاه به اتفاق دو دختر ديگر و مليجك

علاقه ناصرالدينشاه به مليجك به حدى بود كه دختر خود اخترالدوله را از كودكى به نام او نامزد مىكند و وقتى كه مليجك شانزده سال و اخترالدوله ده سالش مىشود در عمارت كنونى بهارستان عروسى برگزار مىشود , به وى اجازه هر كارى را ميداد. روزى وقتى شاه مىخواهد روى صندلى بنشيند مليجك صندلى را عقب مىكشد و شاه به زمين مىغلتد, شاه از جاى برخاسته گلايه مىكند كه انگشتمان در رفت. مليجك مىگويد در رفت كه در رفت!! شاه شخصا روزى چهار بار از او عيادت مىكرد, حتى به او سفارش مىكند كه از دست زنها چيزى نخورد مبادا مسمومش كنند. در سفر سوم به اروپا شاه كه نميتواند دورى مليجك را تحمل كند وى را كه ده سال داشت همراه مىبرد, و در جشن با شكوهى كه از طرف دربار انگليس به افتخار شاه داده مىشود, اين طفل كه به منصب اميرتومانى(سرلشگر) و حمايل مخصوص مفتخر مىشود, با لباس ژنرالى حضور مىيابد.

 

اعتمادالسلطنه از قول صديق السلطنه مىگويد امروز در شكارگاه كه مليجك و اتباعش بودند, شعبان نام, پسر شانزده ساله كه تفنگدار ايشان است, تفنگ از او خواسته بود, قدرى دير داده بود. مليجك با قمه خواسته بود به پهلوى او فرو كند, پسره دست خود را حمايل نموده تمام ساعد او از وريد و شريان دريده است.

وى مرتكب پنج فقره قتل شده بود. اعتمادالسلطنه مىنويسد كه مليجك نوكران خود را به تير تفنگ مىكشت و بعد شايع مىكردند كه آنها از مليجك فحش شنيده و خودكشى كرده اند.

 

بعداز قتل ناصرالدينشاه توسط ميرزا رضا كرمانى لقب عزيزالسلطان كه مليجك داشت ديگر معناى خود را ازدست داده و دربار بيكار و لقب ساز به او لقب سردار محترم را داد. از آنجايى كه مليجك هميشه مفت خورى كرده و هيچ كارىبلد نبود, شروع كرد به فروش املاك و مستغلاتى را كه جمع آورى كرده بود. و عمارت بهارستان با پيروزى مشروطه خواهان به مجلس تبديل مىشود. كار او با زنش اخترالدوله به اختلاف و جدايى مىكشد, مليجك بعدا با دختر كامران ميرزا نايب السلطنه ازدواج مىكند.

از مليجك دفترچه هاى يادداشت مبسوطى بصورت دستنويس باقى مانده است. وى شاهد همه حوادث سالهاى سلطنت مظفرالدينشاه و جنبش مشروطه و حوادث متعاقب آن بوده است. او پيوسته در صف استبداد قرار داشته و فرو ريختن بساط ظالمانه و بيدادگرانه قاجار را باور نداشته است. از ديدگاه او جنبش مشروطه بىمعنى و مشروطه خواهان مشتى مردمان فضول بوده اند. وى تمام كسانى را كه در جنبش مشروطه نقشى ايفا كرده اند به باد دشنام و ناسزا مىگيرد
با مرگ كامران ميرزا و انقراض قاجاريه روزگار بر مليجك تنگ مىشود, و چند سال آخر زندگى را در فقر و تنگدستى بسر مىبرد, و سرانجام در نيمه هاى شبى در اواخر سال 1318 شمسى كه تنها به سوى منزل مىرفت در تاريكى شب دچار سكته شده در گل و لاى سقوط مىكند و صبح جسدش توسط عابرين شناسايى مىگردد و در گمنامى و نكبت جان مىسپارد. نه مجلس ختمى براى او برگزار مىشود و نه خبر مرگ عزيزدردانه ناصرالدينشاه كه روزى سرنوشت رجال مملكت در دست او بود, در روزنامه منتشر شد


مليجك
سردار محترم
(عزيزالسلطان)

براى تهيه اين مطلب از كتاب از فروغ السلطنه تا انيس الدوله نوشته ابوالقاسم تقضلى و خسرو معتضد استفاده شده است

منبع:www.roshangari.net/

نوشته شده توسط افشین آرامی شهرضا در تاریخ جمعه بیست و دوم شهریور 1387 با موضوع زندگی و مرگ ملیجک